خرید بک لینک
من از اینکه یه سری کارها رو باید هی انجام بدم، بَدَم میاد. مثلا هر شب باید مسواک بزنی. هرروز باید سه وعده غذا بخوری. دو هفته یه بار باید بری آرایشگاه. هر شب باید بخوابی. هفته ای یه بار باید جارو کنی. سالی دو بار باید بری لباس بخری. هر دو روز باید گلدونا رو آب بدی. هرروز باید غذا پخت. چه می دونم، همه چی یه سیکلی داره که باید تو اون سیکل هی تکرار شه. هیچی رو نمیشه یه بار انجام داد، تموم شه بره. یعنی هر دفعه که جارو می زنم به خودم میگم نمیشه جارو رو یه بار کشید، تموم شه بره؟ نمیشه آدم نخواد هی بره درگیر پروسه لباس خریدن بشه؟ هرشب باید بخوابیم؟ چرا انتخابی نیستن ای

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 21:29

به نکته عجیبی در آمار وبلاگ پی بردم! در لحظه نگارش این پست تعداد کامنت ها 5151 و آمار کل بازدید ها 62626 هست:| * احساس می کنم خیلی تقارنشون جالبه باید یه کاری باهاشون بکنم:)) کامنت 5151 رو دینا م. تو پست قبلی گذاشته و بازدید کننده 62626 خودم بوده م:| به خودم جایزه بدم یا به دینا؟:دی چه کنیم به نظرتون؟:دی *شارژ گوشیمم 77 عه:)) +عنوان از تکیه کلام های بابام:دی

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 4:27

DeathNote


اگر قاتل بودم قطع یقین باعث و بانی گران شدن کتاب را می کشتم.


+جزء از کل قیمت کردم چهل هزار تومان. :|

+بنده در کتابخونه م هری پاتر دارم سه هزار و هشتصد خریدمش!:|

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 15:25

از ازمنه قدیم، یعنی زمانی که پرشین بلاگ در دامنه .com فعالیت می کرد و بلاگفا اونقدر محبوب بود که کتاب «راهنمای وبلاگ نویسی» انتشارات مجتمع فنی کلا به شرح و بسط بلاگفا می پردازه، یکی از تفریحات سالم بلاگران این بوده که میرفتن از تو آمارگیرشون (که اون موقع ها مرحوم webgozar بود یا دیگه ته تهش persianstat! آیکنِ بله من خیلی وقته بلاگرم و دلم میخواد شوآف کنم!:)) ) نگاه می کردن ملت چی سرچ کردن که رسیدن به وبلاگ اونا. حالا اینجا آمارگیرش خیلی قیافه خفنی داره و شونصد تا منو و زیر منو نشون میده ولی اطلاعاتی که در اختیار آدم میذاره سه چهارمشون به درد نخورن:)) با این وجود خوشبخ

برچسب: چی سرچ کنیم, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 16:00



کلارا: چرا از بغل کردن بدت میاد؟

دکتر: هیچوقت به آغوش آدما اعتماد نکن. بغل کردن آدما فقط یه راهه واسه اینکه صورتت رو ازشون مخفی کنی.

کلارا: [دکتر را محکم در آغوش می کشد] میدونم.


دکتر هو- فصل هشت



پی نوشت: مادر جان بهار هم بغل دوست نداشت.

قلقلکی بود چون.

برچسب: never trust a hug,never trust a hug doctor who quote,never trust a hug it's just a way,never trust a hug dr who,never trust a hug quote,never trust a hug tumblr, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 0:09

لپ تاپم هایبرنیت نمیشه. از وقتی ویندوزش رو عوض کردم وقتی درش رو میبندم فقط صفحه ش خاموش میشه. حتی هاردش هم از کار نمیفته، یه چیزی بین اسلیپ و اسکرین سیور و هایبرنیت می مونه و تنها راه دوباره راه انداختنش اینه که ری استارتش کنی. همه درایورها و سخت افزارهاش سالمن. سیستم عاملش هم درسته. هزارتا تعمیرکار دیدنش و هیچکس نمیدونه چشه. فقط میدونیم یه ایرادی وجود داره. یه چیزی می لنگه. من هم همینطورم. یک چیزی اون تو شکسته. یه عضوی داره لنگ میزنه. یه چی هست که سر جاش نیست. هزارتا دکتر دیدنم، اما هیچکس نمیدونه چی. +باید قبل اینکه دکتر آدمو ویزیت کنه یه دوره فشرده "چگو

برچسب: درد مزمن,درد مزمن شکم,درد مزمن معده,درد مزمن لگن,درد مزمن آپاندیس,درد مزمن عضلات,درد مزمن زانو,درد مزمن سمت راست شکم,درد مزمن بیضه,درد مزمن کلیه, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 21:57

داستانِ ما داستانِ یه کتابه. کتابِ راهنمای کهکشان برای اتو استاپ زن ها. این کتاب در کره زمین منتشر نشده و تا پیش از اون فاحعه اسفناک هیچ ادم زمینی ای اسم این کتاب رو هم نشنیده بود. اما کتاب؛ کتابِ خیلی قابل توجهی بود. قابل توجه ترین کتابی بود که انتشاراتی بزرگ دب اصغر که هیچ آدم زمینی ای اسم اون رو هم نشنیده منتشر کرده بود. این کتاب نه تنها خیلی قابل توجهه که خیلی هم موفقه. موفق تر از فصل نامه ی حفاظت آسمانی از حریم خانه؛ پر فروش تر از ۵۳ تا سرگرمی جدید در موقعیت بی وزنی؛ و جنجالی تر از سه کتاب فلسفی اولون کولفید به نام های: اشتباهات ایزد, چند تا از اشتبا

برچسب: راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن ها,راهنمای کهکشان برای هیچ هایکرها, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 21:57

چند تا دختر میشناسید که موهایشان را کوتاه نگه میدارند؟

آدم های خوبی اند؟


#جدی

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 15:41

یکی از مهم ترین معیارهای شناختن آدم خوب اینه که پشت سر کسی حرف نزنه. حتی اگه اون کسی، یه موقعی دوست عزیزش بوده باشه و باهاش به هم زده باشه، در حدی که بخواد خفه ش کنه. حتی اگه با تمام چیزایی که شریک غیبت کردنش میگه، موافق باشه. حتی اگه...هرچی.
پشت سر کسی حرف نزنیم.
خب؟

برچسب: پندانه,پندانه شبکه نسیم,جملات پندانه,وبلاگ پندانه,سخنان پندانه,مطالب پندانه,شعر پندانه,روغن پدرانه, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 11:12

+یکی از دوستام رو تشویق کردم وبلاگ بنویسه. هم برای رشد فکریش خوبه، هم قلمش قوی میشه، هم حرفشو میریزه بیرون. الان وبلاگش شده محل گفتن حرف هایی که میخواد به من بزنه ولی نمیخواد به من بزنه:)))) مثلا نمیخواد بیاد به من بگه چرا انقدر تند تند قدم برمیداری، میره تو وبلاگش می نویسه «واقعا نمی فهمم چرا بعضی دخترا اینقدر تند تند راه میرن...پریروز با دوستم قدم میزدیم انقدر ازش عقب موندم آخرشم مچ پام پیچ خورد و افتادم زمین!» :)))) +یه دوستی داشتم خیلی دوست پسر عوض می کرد. بعد هر کدوم دوست پسرهاش هم که باهاش به هم میزدن، میومدن پیش من درددل می کردن که آی ما دلمون برای فلان

برچسب: f r i e n d s,f r i e n d s quotes,f r i e n d s quiz,f r i e n d s cast,f r i e n d s memes,f r i e n d s merchandise,f r i e n d s shirt,f r i e n d s theme song,f r i e n d s acronym,f r i e n d s mug, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:42

جدیدا با ورژن عجیبی از عروسی و مجالس مواجه میشم که نمیدونم چه واکنشی باید بهشون داشته باشم. مثلا تصور کنید یه عروسیه؛ طرفین خانواده های حج رو و کربلا رو و نذری بده و چادری یا نسبتا باحجابی هستن. در این حد مذهبی ان که مثلا رقصیدن مرد رو هم بد میدونن یا لباس باز پوشیدن خانم ها حتی تو مجلس زنونه رو. بعد چرا باید اینا عروسی شون رو مختلط بگیرن با حجاب های نصفه نیمه و همه هم معذب باشن؟ مثلا خانم ایکس که چادریه و به داماد هم محرم نیست در حالی که موی شینیون شده ش از اینور و اونور روسری ای که رو کت دامنش سر کرده ریخته بیرون، و طبعا آرایش هم داره، نشسته گوشه سالن. مع

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 7:48

خدا قطعا با آفرینش کدوسرخ شده میخواسته از دل کدو در بیاره وگرنه با هیچ منطقی، از اون فجاعت همچه شاهکاری به دست نمیاد.


+همچنین است بادمجون کبابی.

+"نشان شگفتی های آفرینش طلایی" هم به سیب زمینی میرسه که پخته سوخته سرخ شده آب پز بخار پز زغال پز با نمک با نعنا با گلپر با سس بی سس تنها و دورچینش خوشمزه س!

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:42

دارم کم کم به این نتیجه میرسم که واسه آینده هدف نذارم. خدا نشسته اون بالا با تفنگ اسنایپری، بالن های فکرمو هدف میگیره و بوم بوم ... میترکونه.

ای بابا ای بابا.

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:46

من رفتم کلاس رانندگی ثبت نام کردم و آیین نامه هم گرفتم و الان نمیفهمم چرا آدم برای خوندن و امتحان دادن نود صفحه ناقابل باید دوازده ساعت آموزش ببینه. :| داداچ ما یه استاد صفایی داشتیم دو تا فصل گریمالدی رو تو یک جلسه و نیم گفت. :| دواااازده ساعت واسه نود صفحه؟! یعنی هر هفت صفحه تو یک جلسه؟! همه جای دنیا همینه؟:|||| +بعد تازه میگم من آیین نامه خودم میخونم هم میگن نمیشه باید بیای کلاس:/ +این صفحه ویرایش متن بیان، دو خط اولش فونتش ریز تره. چرا همچی شده؟ پسر برو تو کوچه ببین همسایه ها ام همین جوری ان؟ (:دی)

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:51

محمد یه آچار قرمز رنگ آورده داده دستم میگه این آچار کلاغیه. دهنش رو باز و بسته کردم و در حالی که قار قار کنان(!) به پرواز درش آورده بودم(!) گفتم با این میشه پنیر گرفت؟ آچار رو تو هوا ازم گرفت و گفت نه! با این میشه پنیرو ول کرد، با آچار روباهی پنیر میگیرن!

:|


+یادی هم کنیم از آچار فرانسه!

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:51

باشگاه رفتگانیم.

تاندون دست کشیده شدگان نیز.

و افلیجان.

همانا!


+ورزش کنید.

+مث آدم ورزش کنید. :|

جولیک باندپیچی شده!

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:50

ایران فقط شمال نیست. ما عید رفتیم یاسوج و شهرکرد، قد سه تا سفر شمال کیف کردیم!

برید جاهای مختلف مملکتو بگردین تا داعش نیومده بخورتمون:|


+عیدتون مبارک و در مصرف بهینه تعطیلات کوشا باشید!

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:50

آدم تا وقتی کس نزدیکی را از دست نداده، فکر می کند زندگی چقدر طولانی است. چقدر وقت زیاد داریم. چقدر آدم های جدید هست که ببینیم و جاهای جدید که برویم و کارهای جدید که امتحان کنیم. انگار کن که بیرون خانه ات مراسم چهارشنبه سوری برپاست و نشسته ای روی مبل در آرامش چای میخوری و خیالت تخت که خب اتفاقی برای منی که نشسته ام توی خانه ام، نمی افتد؛ آنوقت برادرت یک سیگارت می آورد و بیخ گوشت منفجر میکند. یک سطل رنگ خالی می شود روی بوم سفید آرامشت و همه چیز دود می شود میرود هوا. دیگر مهم نیست توی خانه نشسته ای یا بیرون توی کوچه ایستاده ای. سرطان داری یا کسی نزدیکت سرطان د

برچسب: چهارشنبه سوری,چهارشنبه سوری فیلم,چهارشنبه سوری فیلم کامل,چهارشنبه سوری دانلود,چهارشنبه سوری فرهادی,چهارشنبه سوری تورنتو,چهارشنبه سوری لندن,چهارشنبه سوری در استکهلم,چهارشنبه سوری 93,چهارشنبه سوری تهران, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:50

1-تا حالا به هیچ کرم و لوسیون و دارویی حساسیت نشون نداده بودم. تا این هفته که... الان روی لپ راستم و تمام لپ چپم سوراخ سوراخ شده و شبیه این نوجوونایی شده م که دچار آکنه میشن!:-| تست کنید همه چیو قبل مصرف:-| 2-استاد جدید آوردن دانشگاه. طرف از آمریکا اومده بعد reusability رو می خونه ری یوز - ابیلیتی. یعنی مثلا فکر کن پنج سال یه دانشجوی دکترا داشته باشی که به پروپوزال میگه پروپوز - آل :| طرف یک بار هم فکر نکرده شاید اون پروپوز و آل با هم یه کلمه رو تشکیل میدن یعنی؟ راضی نیستم استاد جدیدا رو روی ما تست می کنن. میتونن بفرستنشون مبانی کامپیوتر درس بدن به ترم اولیا؛ عوض اینکه

برچسب: شرح حال,شرح حال نویسی,شرح حال بیمار به انگلیسی,شرح حال دانشمندان ایرانی,شرح حال بیمار,شرح حال یک جانباز,شرح حال یکی از بزرگان,شرح حال ابن سینا,شرح حال سعدی,شرح حال حافظ, نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:50

تو رو خدا بچه هاتونو نذارید مهد دوزبانه مبتنی بر آی تی و دوازده ساعته با نهار و خوراکی نیم چاشت. مورد داشتیم بچه تا قبل اینکه بره مهد از هم سن هاش خوش سر زبون تر و باهوش تر و عاقل تر بوده، از وقتی رفته مهد دیگه فقط از هم سن های همون موقعش خوش سر زبون تر و باهوش تر و عاقل تر مونده. یعنی تصور کنید بچه هفت سالشه، عقل در حد یک چهارساله باهوش که به مدد مهد پیشرفته ش(!) بلده بنویسه cat و رو تبلت بازی نصب کنه!:| معلماش از فردا به مدت دوازده سال سینه زنی دارن.:| حتی نمیتونه تو مجلس ختم بی صدا بشینه! :|

برچسب: نویسنده: پرهام پاکدل تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 16:50

صفحه بندی